دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای می خواند
رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد
و هر دانهء برفی به اشکی نریخته می ماند...
سکوت سرشار از سخنان نا گفته است
دلتنگی های بر زبان نیامده
می خواهم آب شوم در گسترهء افق
آنجا که دریا به پایان می رسد و
آسمان آبی آغاز می شود...
"از سروده های مارگوت بیکل- ترجمهء احمد شاملو"
+ نوشته شده در چهارشنبه 30 بهمن1387ساعت 20:20  توسط باران
|
