گاهی من میشم سنگ... از یک کوه عظیم آتشفشانی که یک روز داغ داغ با فوران مواد مذاب و گازهای آتشفشانی بیرون ریختم... گاهی من میشم یک پروانه که یک بالش بین پیله گیر کرده ... گاهی میشم یک افسانه که مردم هرچی تلاش میکنند یادشون نمیمونه... گاهی مثل یک عاشق لابلای دفتر خاطرات گم میشم... گاهی مثل یک قطار سوت جدایی میزنم... گاهی میام که بجنگم...گاهی میرم که نشکنم...گاهی میون زمین و آسمون مه رقیق رویایی ...گاهی یک ابر توخالی ... گاهی هم میشم اشک میریزم تو کاسهء صبر...
+ نوشته شده در سه شنبه 29 بهمن1387ساعت 0:50  توسط باران
|