تبليغاتX
سکوت و من - هم عشق هم خيانت

سکوت و من

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد...

٪ دارم به ماهيت مفاهيمي مثل عشق ، دوست داشتن و در مقابل آن نفرت، خيانت و يا حتي شيطنت هاي گاه به گاه فكر مي‌كنم  ؛  البته كار جديدي نيست ولي  با توجه به شرايط فعلي ام  از فكر كردن به اين موضوع گريزي نيست. ٪

چطور مي‌شود هم عاشق بود هم خيانت كرد؟  اصولاْ  خيانت  از  كجا به بعد ميشود خيانت؟  و اساساْ  جنبهء  احساسي خيانت پر رنگ تر   است  يا فيزيكي و مادي...  خوب بلد نيستم اينجور مباحث رو فلسفي بررسي كنم ولي حداقل سعي خودم را مي‌كنم!  

* در جستجوي جواب اين سوال راه پر خطري در پيش است، جستجو در ماهيت عشق  شايد مثل جستجو در ذات "خدا" است  كه منجر به كفر مي‌شود ؛ به هر حال  ذهن من هميشه با اين ماجرا درگير بوده است. 

گاهي به دوستي هاي گذشته كه نگاه مي‌كنم و روابط عاطفي پيشين ، مرور مي‌كنم و سعي مي‌كنم پي ببرم كه كداميك داراي قابليت عاشقي بوده‌اند و كداميك نبوده‌اند؛ در موقعيت‌هاي مختلف جواب‌هاي متفاوتي از خودم دريافت مي‌كنم. گاهي  يك رابطهء مشخص نه تنها  كاملاْ عاشقانه بلكه بسيار عميق به نظر مي‌آيد و زماني ديگر در يك بررسي جديد همان رابطه به نظر پوچ و بي‌اساس به نظر مي‌رسد. گاهي يك رابطه با هيچيك از معيارهاي رايج  دوست‌داشتن و عشق همخواني ندارد  ولي آثار آن كاملاْ هماهنگ است و گاه بالعكس؛ رابطه با  معيارهاي عشق همخواني دارد ولي آثار آن نه! شايد بتوان گفت  هر بار يك وجه آن پررنگ‌تر است و  در نتيجه تاثير مي‌گذارد. آيا مي‌توان اينگونه نتيجه گيري كرد كه  هر پديده از زاويه‌اي كه ما بدان مي‌نگريم  همان است و جز آن نيست؟  اگر اينگونه باشد  هيچ قطعيتي از اينكه آيا ما عاشق هستيم يا نه وجود ندارد ،  و هيچ اطميناني نسبت به اينكه  آيا براي يكديگر كامل هستيم يا نه !

با اين فرض آيا مي‌توان  اثر مفاهيمي همچون خيانت را نيز تغيير داد؟  و با آن  به گونه اي ديگر مواجه شد؟ اگر عشق گاهي عشق است گاهي نيست و مفهوم ثابتي ندارد، پس خيانت  هم اينگونه است!!!؟؟؟

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 آذر1386ساعت 10:17  توسط باران  |