تبليغاتX
سکوت و من

سکوت و من

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد...

ما به ساختن رابطه اعتقاد داريم نه به  مصرف‌كردن  رابطه؛ ما به فروريختن آنچه هست و  بناكردن  از نو ، معتقد نبوديم... ما اينگونه هستيم كه  زندگي با ما اينگونه است... تو يا ديگري فرقي نمي‌كند ...

نه از اين  رو كه تو متفاوت نيستي، نه از اين منظر كه  تو يگانه نيستي، از اين نگاه كه من  با خودم يكي هستم... من با خودم  ديگري نمي‌شوم...  ما  به ساختن معتقديم، به تجربه، به  فروريختن خود و دوباره  نو شدن... ما  پوست مي‌اندازيم، ما پوست نمي‌كنيم.... !

+ نوشته شده در  شنبه 11 اسفند1386ساعت 11:39  توسط باران  | 

 در هر تجربهء  عاشقانهء  جديد ، در هر  اوج و شور پريدن و  بال زدن عاشقانه ،  به خود مي‌باليم، مغرورانه  فرياد مي‌زنيم، بي‌دليل مي‌خنديم  و بي‌صدا  آوازهاي عاشقانه مي‌خوانيم و ... باقي داستان را  بهتر از من مي‌دانيد.  بيشتر ما عشق را تجربه كرده‌ايم . ولي  پس از  فرود  از  عشق، پس از  تجربهء تلخ يك شكست يا حتي  پس از اولين گفتگوي  نامهربان،  پس از اولين چالهء  رابطه...  از خود مي‌پرسيم عشق  چيست؟ شايد شما نپرسيد... ولي من از خودم مي‌پرسم  عشق چيست؟

بارها اين سوال را از خودم پرسيده‌ام كه در اين تلاطم  پرخروش  احساسات عاشقانه ،  چه كسري از آن نياز به  همراه، چه كسري از آن نياز فيزيكي و چه كسري از آن حقيقتا  بخشش عواطف انساني به هم‌نوع است!  چه روابطي به  عشق آسيب مي‌رساند و چه روابطي  از آسيب‌پذيري آن جلوگيري مي‌كند؟

+ نوشته شده در  شنبه 11 اسفند1386ساعت 11:33  توسط باران  |